« پنجره »
خیره به دیوار نشستن تا کی ؟
بیا کاری بکنیم ؛
تو پرده ها را کنار بکش
من پینه های پنجه ی معمار را می بوسم
چه پنجره ای !
چه پنجره ای !
در تهاجم همه دیوار
پس
به چه دل باید بست ؟
امیرمحمد اعتمادی

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:15  توسط امیرمحمد اعتمادی
|